Tag Archive: خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی

بدترین روز زندگی یک دندان‌پزشک

hero dentist

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی:  ۲۵ در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد. این درد‌ها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند. اما روزهایی هم هست که روح دندان‌پزشک جماعت زخم می‌خورد و در انزوا خرد و خاکشیر می‌شود و به فنا می‌رود. بد‌ترین روز زندگی یک دندانپزشک چه روزی است؟ روز تحویلی که بریج هشت واحدی‌اش را نمی‌تواند روی پایه‌ها بنشاند؟ روزی که عصب اینفریور آلوئولار…
ادامه

چگونه اس‌‌ام‌اس‌های تبلیغاتی را بپیچانیم

SMS1

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۳ دندان‌پزشک  متاهلی مانند من اصولا نیاز به وسیله‌ای به نام تلفن همراه ندارد. تنها کسی که واقعا کارم دارد همسرم است که با مطب تماس می گیرد و لیست خریدها را به منشی می دهد.ا گر قرار باشد برای مهمانی یا مراسمی زود به منزل  بروم خودش به منشی می‌گوید و منشی بیماران را طبق دستور همسرم تنظیم می‌کند. هر از گاهی در روز دندان‌پزشک همکاران ممکن است جک‌ها و تبریک‌های خوشمزه بفرستند و برای همدیگر نوشابه باز کنیم. اما از صبح اول وقت  زمانی…
ادامه

مدارا با همکار مطب روبرو

Boxing Executives

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۳ رقابت در فضای دندان‌پزشکی به مراحل بحرانی رسیده‌است. دیگر کار از زیرآب زنی پیش مریض‌ها و بدگویی از همکار‌ها گذشته است. هر روز که به مطب می‌روم به آرامی و در حالت خیز از پله‌ها بالا می‌روم، چراکه بعید نیست همکار دندان‌پزشک مطب روبرویی با گان‌شات از چشمی درب مطبش مغزم را روی راه‌پله پخش و پلا کند. دیروز داشتم از پله‌ها بالا می‌رفتم که چشمم به برچسب‌هایی به شکل فلش افتاد که از درب وردی ساختمان روی پله‌ها چسبانده شده بود و رویش نوشته…
ادامه

بوی عشق

raberdam

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۲ آدم‌ها از بوهای مختلف خاطره دارند. یکی از بوی زلف یارش دارد. یکی از عطری که در دوران نامزدی، نامزدش استفاده می‌کرده است. یکی بوی قورمه سبزی مادرش نوستالژی است و یک نفر از عطر اطلسی‌های فلان پارک و بوستان خاطره دارد. با خودم فکر می‌کردم من دندانپزشک از چه بویی خاطره دارم. عشقولانه‌ترین خاطره من از بو‌ها، به بوی دندان بر‌می‌گردد! بله بوی دندان! دندان سوخته که بدون آب با توربین تراش داده شده باشد! قضیه از این قرار است که من با زنم…
ادامه

اجلاس سران تولیدکننده گاز و مشکلات مطب دندان‌پزشکی

Sad-patient-at-a-dentist

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۱ امروز می‌خواستم سر راهم به مطب فرزند ته‌تغاری را به مهدکودک ببرم. ما دندانپزشک‌ها از آنجایی‌که شش سال درس می‌خوانیم و دو سال سربازی می‌رویم و تازه بعد از هشت سال یک‌لنگه‌پا دم در کلینیک‌ها منتظر مریض می‌مانیم تا پولی دستمان بیاید و بتوانیم خانه و ماشین بخریم تا زن به ما بدهند، سر پیری بچه‌دار می‌شویم و بچه‌هایمان مصداق زنگولهٔ آویزان از تابوت هستند! نه حال بچه‌داری می‌ماند و نه انرژی وقت گذاشتن برای بچه. تازه باید صبح تا شب‌کار کنیم تا خرج سیر…
ادامه

جراحی پرماجرای بینی دکتر مهدی‌خواه!

nose Cartoon

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۰ ماجرا از اینجا آغاز شد که دکتر مهدی‌خواه، که یک جراح– دندان‌پزشک بود پس از یک فقره تصادف، یک فقره اصابت توپ میکاسای داخل سالنی فوتبال و یک فقره اصابت مشت حین درگیری بر سر جای پارک روبروی مطب، تصمیم گرفت که دماغ تاب ورداشته خود را که آماج حملات و دوست و دشمن بود راینو-سپتوپلاستی کند و از شر کوهان دماغ تابدارش هم علاوه بر خّر خّر شبانه، خلاص شود! تا اینجای کار موردی نداشت. مشکل از انجا شروع شد که شوهرخواهر دکتر مهدی‌خواه…
ادامه

آداب دندان‌پزشکی در دوره اقتصاد مقاومتی!

dentistry comic5

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۱۵ برای درک فشار اقتصادی لازم نیست کارگر، کارمند یا معلم باشید! ما دندان‌پزشکان بیشتر از هر فرد دیگری وضعیت اقتصادی را درک می‌کنیم. تعرفه‌ها ۲۰ درصد افزایش یافته در حالی که قیمت اقلام صد درصد و حتی بیشتر افزایش پیدا کرده است! من برای مبارزه با بحران اقتصادی در مطب سیاست‌های انقباضی تدوین کرده‌ام تا بتوانم کشتی مطب‌داری را به سلامت از دریای طوفانی بحران‌های مالی عبور دهم. چند روز پیش سرم فیزیولوژیک در حکم کیمیا نایاب شده بود! کارپول را هم به صورت سهمیه‌بندی…
ادامه

یارانه‌های ما و یارانه‌های آقای لکسوس!

money dentist

از خاطرات یک دندان پزشک واقعی: ۱۹ امروز اس‌ام‌اسی (همان پیامک سابق!) دریافت کردم مبنی بر اینکه بنده جز مرفهین جامعه بوده و با این حساب مشمول طرح هدفمندی یارانه‌ها شده و از هدف خارج می‌شوم! بنابراین دیگر یارانه‌ای دریافت نخواهم کرد! بسیار غمگین شدم. سریع دست به کار شدم تا از طریق سایت رفاهی مراتب اعتراضم را به این ستم کاری به مراتب بالا برسانم. متاسفانه سایت رفاهی درهای رحمتش را به سوی ما مرفهین بی‌درد بسته بود و موفق به اعراض نشدم. از قضای اتفاق‌‌ همان روز یکی…
ادامه