Tag Archive: بندرگز

پنکه‌ی سقفی

13-Old_Dentist_Chair___Syringe_by_sinn3r

اسمش علی جهانگیری بود؛ شاعری از شاعرانِ استانِ گلستان. شاید اولین بار است از اسمِ واقعیِ یک فرد در داستانی سود می‌برم شاید او راضی نباشد شاید هم اهمیت ندهد راضی باشد یا نباشد شما هم اهمیت ندهید هرچه هست برای من مهم است نام و نشانِ او را کامل بگویم. آدمِ افتاده و عارف‌مسلکی بود و احتمالن همان‌طور مانده است. علی جهانگیری را می‌گویم. به حتم این روز‌ها بازنشسته است و نزد کندوهای عسلش در ارتفاعاتِ کردکوی چایِ تلخِ پررنگ می‌نوشد پُکی به سیگارش می‌زند و روی تکه‌کاغذی کوچک…
ادامه