طنز

دستور العمل سرقت کیس از اینستاگرام

Instagram-

ماجراهای دکتر حق‌التدریسی: قسمت سوم دکتر حق التدریسی گفت: آقا این اینستاگرام هم عحب بلبشویی شده. گفتم: چطور استاد؟ گفت: طرف رسما و علنا کیس یکی دیگه رو واترمارک کرده به نام خودش، گذاشته در پیج اینستاگرامش… گفتم: عجب پدیده شومی، ولی خوب چاره چیست؟ استاد گفت: ببین ما که حریف این جماعت نمی‌شیم، بهتره واقع‌بین باشیم و به‌جای نهی کردن این سارقین عزیز مجازی از این‌ کار، به این همکاران روش‌هایی یاد بدیم که از شدت آبروریزی کم کنه و گند مسئله خیلی در نیاد. حقیقتش اینه که من…
ادامه

قوانین ناگفته دانشکده ما

student- dentist2

هر بخشی یک سری قانون ناگفتنی، جمله خاص و پر تکرار و… داره که من از هر بخشی یکی‌شو می‌گم اندو: همیشه under است؛ مگر اینکه به وضوح over شده باشه پریو: همه چی stain است؛ مگر اینکه خلافش ثابت بشه جراحی: درد نیست، فشاره ترمیمی: تا وقتی پالپ اکسپوز نشه دندون هنوز پوسیدگی داره ارتو: کلا همه کارها مال متخصصه اطفال: این سوزنش ریزه اگر دیدی درد داشت منو بزن! پروتز متحرک: اولش همینطوریه یک مدت که بگذره بهش عادت می‌کنین پروتز ثابت: فینیش‌لاینت خوب ثبت نشده آسیب شناسی:…
ادامه

پدر بی فرزند علم دندان‌پزشکی

dentist_with_pulled_tooth_cartoon

ماجراهای دکتر حق‌التدریسی: قسمت دوم دکتر حق التدریسی پرسید: اینکه می‌گن فلانی پدر یک رشته علمی‌ست یعنی چه؟ گفتم: استاد بیشتر به این اشاره دارد که فرد مزبور بنیان‌گذار رشته‌ای خاص بوده و با آموزش در دانشگاه به تربیت دانشجو اقدام کرده… گفت: پس اینکه می‌گن فلانی پدر جراحی میکروسکوپی ایمپلنت ایران هست از این قاعده پیروی می‌کنه؟ گفتم: اوهوووم… منتها فرقش اینه که ایشون تا حالا دانشجویی را تربیت نکرده و در محیط دانشگاه هم فعالیت ندارد. گفت: ای بابا پس این چه پدری است که فرزند ندارد؟ گفتم:…
ادامه

من، اینستاگرام و کامنت‌ فالوئرها

instagram smile

ماجراهای دکتر حق‌التدریسی: قسمت اول این مجموعه ماجراهای یک فارغ التحصیل خیالی در یکی از رشته‌های تخصصی دندان‌پزشکی‌ست که برای عضویت در هیات علمی دانشگاه خیالی به هر در و دیواری می‌زند و در عین حال فعالیت او برای تاسیس مطب و رونق بخشیدن به آن شوخی‌هایی را با فضاهای کاری‌ای که اشنای اکثر دندان‌پزشکان است رقم می‌زند. تشابه اسامی و موقعیت‌ها با نمونه‌های عینی کاملا اتفاقی است و نویسنده مسئولیتی در قبال خیال‌پردازی خوانندگان نسبت به انطباق نمونه‌های بیرونی و مشابهات آن در داستان ندارد. مشاور تبلیغاتیم مثل مربی‌هایی…
ادامه

دندان‌پزشکی در حال انقراض!

dentistry comic4

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۷ دکتر علی مرسلی هرگز دلم رضا نمی‌دهد فرزندم دندان‌پزشکی بخواند؛ چرا که فاتحهٔ این رشته با پیشرفت‌هایی که درآینده صورت خواهد گرفت خوانده شده است. حتی اگر آینده رشته همینی که الان هست، بود هم هرگز به فرزندم توصیه نمی‌کردم دندان‌پزشکی بخواند. دندان‌پزشکی، مثل آجیل‌فروشی یا کارخانه نیست که از پدر به فرزند منتقل شود. یک مطب نقلی با یک سری دستگاه‌ها که از کمر و گردن صاحبش هم فرسوده‌تر هستند اصلاً این حرف‌ها را ندارد که از من به فرزندانم به ارث برسد و…
ادامه

مرگ مسئولانه یک دندان‌پزشک

dental ext

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۷ دکتر علی مرسلی به پذیرش مطب سپرده‌ام که پول هر جلسه درمان را همان جلسه از بیمار بگیرد. اگر درمانی در دو جلسه یا سه جلسه تمام می‌شود هزینه نصف یا یک سومش را بگیرد. به ندرت بیماران لارج‌بازی در می‌آورند یا منشی تنبلی می‌کند و پول جلسات بعدی را پیش‌پیش می‌گیرد. آن وقت است که با منشی موقع حساب کتاب آخر وقت دعوایم می‌شود. ده بار به او توضیح داده‌ام که: «خانم‌جان! هزینه هر جلسه را همان جلسه بگیر. شاید بیمار نیامد، شاید اتفاقی…
ادامه

پدران مهربان ما در نظام پزشکی

doctors

طنز نوشته‌ای از دکتر یلدا صادقی متخصص پریودنتولوژی و عضو شورای سردبیری ماهنامه نگین دندان‌پزشکی نظام پزشکی خانه دوم ماست و ما‌ها را مثل فرزندان یک خانه به هم پیوند می‌دهد تا زیر سقفش احساس امنیت وآسایش کنیم و پر واضح است که آدم در خانه خودش ممکن است از بزرگ‌تر پس گردنی هم بخورد. برای همین ما هر سال بهار دسته جمعی مثل بچه آدم به اداره نظام پزشکی می‌رویم و خودمان سرمان را می‌گیریم تا پس گردنی سالانه‌مان را بزنند و فیشش را هم می‌گیریم. و در عوض…
ادامه

ذکر «سیامک شایان امین» ادام الله بقاه

siamak shayan kerman

تذکره الکاندیدا‌ها (۱) آن زاهد آشفته موی، آن سالک پاکیزه روی، آن منتقد در همه احوال، آن گریزان از مال و منال، آن‌زاده خطه خراسان، مولانا دکتر سیامک شایان، امین بود و نصفش زیر زمین بود. آورده‌اند که در همه حال فک می‌زد، چندان که پیش از زادن، در سونوگرافیش حیات وی را نه از ضربان قلب بل از تکان خوردن فک تشخیص همی دادندی. نیز از زمره قلم دوستان بود. در خردسالی سوپ قلم می‌خورد و در جوانی در نشریات قلم می‌زد. نقل است که چون‌ زاده گشت به…
ادامه