طنز

نفرین بر زمستان!

snowman

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۹ دکتر علی مرسلی زمستان که بیاید، هر وقت برف می‌آید و هوا سرد می‌شود، من یاد رضا می‌افتم. رضا باید در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش کلاه را آن‌قدر بلند پرت می‌کرد که به سقف می‌خورد. بعد سربازی‌اش را می‌افتاد در یکی از شهرهای کوچک جنوب که اسفند تا آبان کولرهای بی‌جان اتاق درمان دندان‌پزشکی پادگانی در وسط بیابان روشن بود و شرشر عرق از پیشانی پرچینش روی صورت و سبیل‌های تابدارش می‌چکید. بعد در دلش بر بخت بدش لعنت می‌فرستاد که چرا از میان این همه جای…
ادامه

دندان کسی نمی‌کند درد

dentist-waiting

روایتی از دکتر افشین قناد یادش به خیر روزهای اول فارغ‌التحصیلی و شوق طبابت و پیشنهاد دوستی برای کار در مطبش و… بالاخره بر باد رفتن تمام رویاها پس از چند روز بیکاری از محضر بنده خواست یاری بسیار شریف، نیک کاری کردم من از او قبول باری با دوست جز این نمی‌توان کرد دندان کسی نمی‌کند درد از روز نخست با دلی شاد انداخته در گلو کمی باد رفتم به محل کار آزاد کس نیز به من نگفت ای مرد دندان کسی نمی‌کند درد با شوق و هزار امیدواری…
ادامه

آقای سیل آپیکالی، خانم سیل کرونالی

FIGHT BETWEEN DENTIST

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۸ دکتر علی مرسلی همیشه به این جوان‌های همکار نصیحت کرده‌ام که خواهر من، برادر من، ازدواج کشکی و پشمی نیست که عاشق چشم و ابروی کسی بشوی و بخواهی یک‌عمر با او زندگی کنی… این حرف‌ها را کسانی می‌گویند که مو‌هایشان را در آسیاب کچل نکرده‌اند. هزاران دسته‌گل خریده‌اند، صد‌ها پوشک عوض کرده‌اند، ده‌ها بار با مهارت جرج بوش از اصابت ماهیتابه پرت شده به سمتشان جاخالی داده‌اند تا به این تجربه و دنیابینی رسیده‌اند و اکنون آن را به‌رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند!…
ادامه

حکایت دکتری که مریض بود

Dentist-Wearing-a-Crown

یادداشت‌های یک دندان‌پزشک آنرمال «باید خودتو به روانکاو نشون بدی…». این را عیال گفت. اگرچه کاملا با او موافق بودم و می‌دانستم درست می‌گوید، نمی‌دانم چرا باز هم محتاطانه نیم‌نگاهی نامحسوس روانه‌اش کردم. شاید هنوز امیدوار بودم اشتباه کرده‌باشم. نتیجه نیم‌نگاه مزبور این بود که فهمیدم هیچ اشتباهی در کار نیست و موضوع کاملا جدی‌ست و ایشان به این توصیه‌اش ایمان کامل دارد. ۲۲ سال قبل «سلام قربان؛ برای گذراندن طرح آمدم. این همه نامه‌اش». این را من گفتم. کارمند شبکه بهداشت همدان بعد از نگاهی اجمالی به نامه، محل…
ادامه

دستور العمل سرقت کیس از اینستاگرام

Instagram-

ماجراهای دکتر حق‌التدریسی: قسمت سوم دکتر حق التدریسی گفت: آقا این اینستاگرام هم عحب بلبشویی شده. گفتم: چطور استاد؟ گفت: طرف رسما و علنا کیس یکی دیگه رو واترمارک کرده به نام خودش، گذاشته در پیج اینستاگرامش… گفتم: عجب پدیده شومی، ولی خوب چاره چیست؟ استاد گفت: ببین ما که حریف این جماعت نمی‌شیم، بهتره واقع‌بین باشیم و به‌جای نهی کردن این سارقین عزیز مجازی از این‌ کار، به این همکاران روش‌هایی یاد بدیم که از شدت آبروریزی کم کنه و گند مسئله خیلی در نیاد. حقیقتش اینه که من…
ادامه

قوانین ناگفته دانشکده ما

student- dentist2

هر بخشی یک سری قانون ناگفتنی، جمله خاص و پر تکرار و… داره که من از هر بخشی یکی‌شو می‌گم اندو: همیشه under است؛ مگر اینکه به وضوح over شده باشه پریو: همه چی stain است؛ مگر اینکه خلافش ثابت بشه جراحی: درد نیست، فشاره ترمیمی: تا وقتی پالپ اکسپوز نشه دندون هنوز پوسیدگی داره ارتو: کلا همه کارها مال متخصصه اطفال: این سوزنش ریزه اگر دیدی درد داشت منو بزن! پروتز متحرک: اولش همینطوریه یک مدت که بگذره بهش عادت می‌کنین پروتز ثابت: فینیش‌لاینت خوب ثبت نشده آسیب شناسی:…
ادامه

پدر بی فرزند علم دندان‌پزشکی

dentist_with_pulled_tooth_cartoon

ماجراهای دکتر حق‌التدریسی: قسمت دوم دکتر حق التدریسی پرسید: اینکه می‌گن فلانی پدر یک رشته علمی‌ست یعنی چه؟ گفتم: استاد بیشتر به این اشاره دارد که فرد مزبور بنیان‌گذار رشته‌ای خاص بوده و با آموزش در دانشگاه به تربیت دانشجو اقدام کرده… گفت: پس اینکه می‌گن فلانی پدر جراحی میکروسکوپی ایمپلنت ایران هست از این قاعده پیروی می‌کنه؟ گفتم: اوهوووم… منتها فرقش اینه که ایشون تا حالا دانشجویی را تربیت نکرده و در محیط دانشگاه هم فعالیت ندارد. گفت: ای بابا پس این چه پدری است که فرزند ندارد؟ گفتم:…
ادامه

من، اینستاگرام و کامنت‌ فالوئرها

instagram smile

ماجراهای دکتر حق‌التدریسی: قسمت اول این مجموعه ماجراهای یک فارغ التحصیل خیالی در یکی از رشته‌های تخصصی دندان‌پزشکی‌ست که برای عضویت در هیات علمی دانشگاه خیالی به هر در و دیواری می‌زند و در عین حال فعالیت او برای تاسیس مطب و رونق بخشیدن به آن شوخی‌هایی را با فضاهای کاری‌ای که اشنای اکثر دندان‌پزشکان است رقم می‌زند. تشابه اسامی و موقعیت‌ها با نمونه‌های عینی کاملا اتفاقی است و نویسنده مسئولیتی در قبال خیال‌پردازی خوانندگان نسبت به انطباق نمونه‌های بیرونی و مشابهات آن در داستان ندارد. مشاور تبلیغاتیم مثل مربی‌هایی…
ادامه