طنز

غم‌های خانم پروانه‌ای

butterfly woman

خانم پروانه‌ای دوازده سال قبل پیش من آمد و ده تا ایمپلنت گذاشت، چون به خاطر یک مشکل ژنتیکی ریشه دندان‌هایش خود به خود تحلیل می‌رفت؛ عین دندان شیری. خانم پروانه‌ای زنی بود سرپرست خانواده و گنجشک روزی که با قلاب‌بافی دختر و پسرش را به دندان می‌کشید. بین خودمان باشد استعدادش هم آن‌قدر می‌رسید که فقط بافتن یک تک مدل پروانه از دستش بر می‌آمد. حالا بپرسید پول ده تا ایمپلنت را از کجا آورد، تا من برایتان تعریف کنم که دو تایی کار را جمع کردیم. یک کمی…
ادامه

در ستایش راموس!

football mahtab ebrahiminezhad

دکتر مهتاب ابراهیمی‌نژاد اگر طرف‌دار دوآتیشه‌ رئال‌مادرید یا اسپانیا باشی، یه دونه، و فقط یک دونه «راموس» برات معنی داره؛ به نظر من امّا راموس محدود به اسپانیا نیست و تقریباً دو برابر تعداد آدم‌های دنیا «راموس» وجود داره! (براى این می‌گم تقریباً تا احتمالات آژنزی یک طرفه و مندیبولکتومى رو هم در نظر گرفته باشم!) از نظر من راموس فقط بخشی از استخوان مندیبله؛ محل اتصالات عضلات جونده‌است و در محل قرارگیری آلوئول و بادی مندیبل نقش داره و تو الگوهای رشدی مختلف طول متفاوتی داره؛ جهت رشدی، طول…
ادامه

یک شعر طنز درباره دندان‌پزشکی در ادبیات معاصر

dentistry history

دکتر سعید میرسعیدی: در جای‌جای آثار ادبیات فارسی‌گاه رد پایی از دندان درد و دندان‌پزشکی می‌بینیم. در آثار قدیم بیشتر از درد دندان و کشیدن دندان یاد می‌شده و در آثار متاخر به لطف ورود دندان‌پزشکی مدرن اشارات مفصل‌تری می‌بینیم. استاد حسن صهبا یغمایی، شاعر معاصر (زاده ۱۲۸۸ و درگذشته ۱۳۷۶) مطلبی بسیار خواندنی در مجله وحید دارد که بی‌ارتباط با درد دندان و مقوله دندان‌پزشکی نیست. جدا از طنز قوی و زبان فاخر شعر و نگاه جالب توجه به مقوله، مصرعی در این شعر داریم که گویی شاعر از…
ادامه

نفرین بر زمستان!

snowman

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۹ دکتر علی مرسلی زمستان که بیاید، هر وقت برف می‌آید و هوا سرد می‌شود، من یاد رضا می‌افتم. رضا باید در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش کلاه را آن‌قدر بلند پرت می‌کرد که به سقف می‌خورد. بعد سربازی‌اش را می‌افتاد در یکی از شهرهای کوچک جنوب که اسفند تا آبان کولرهای بی‌جان اتاق درمان دندان‌پزشکی پادگانی در وسط بیابان روشن بود و شرشر عرق از پیشانی پرچینش روی صورت و سبیل‌های تابدارش می‌چکید. بعد در دلش بر بخت بدش لعنت می‌فرستاد که چرا از میان این همه جای…
ادامه

دندان کسی نمی‌کند درد

dentist-waiting

روایتی از دکتر افشین قناد یادش به خیر روزهای اول فارغ‌التحصیلی و شوق طبابت و پیشنهاد دوستی برای کار در مطبش و… بالاخره بر باد رفتن تمام رویاها پس از چند روز بیکاری از محضر بنده خواست یاری بسیار شریف، نیک کاری کردم من از او قبول باری با دوست جز این نمی‌توان کرد دندان کسی نمی‌کند درد از روز نخست با دلی شاد انداخته در گلو کمی باد رفتم به محل کار آزاد کس نیز به من نگفت ای مرد دندان کسی نمی‌کند درد با شوق و هزار امیدواری…
ادامه

آقای سیل آپیکالی، خانم سیل کرونالی

FIGHT BETWEEN DENTIST

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۸ دکتر علی مرسلی همیشه به این جوان‌های همکار نصیحت کرده‌ام که خواهر من، برادر من، ازدواج کشکی و پشمی نیست که عاشق چشم و ابروی کسی بشوی و بخواهی یک‌عمر با او زندگی کنی… این حرف‌ها را کسانی می‌گویند که مو‌هایشان را در آسیاب کچل نکرده‌اند. هزاران دسته‌گل خریده‌اند، صد‌ها پوشک عوض کرده‌اند، ده‌ها بار با مهارت جرج بوش از اصابت ماهیتابه پرت شده به سمتشان جاخالی داده‌اند تا به این تجربه و دنیابینی رسیده‌اند و اکنون آن را به‌رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند!…
ادامه

حکایت دکتری که مریض بود

Dentist-Wearing-a-Crown

یادداشت‌های یک دندان‌پزشک آنرمال «باید خودتو به روانکاو نشون بدی…». این را عیال گفت. اگرچه کاملا با او موافق بودم و می‌دانستم درست می‌گوید، نمی‌دانم چرا باز هم محتاطانه نیم‌نگاهی نامحسوس روانه‌اش کردم. شاید هنوز امیدوار بودم اشتباه کرده‌باشم. نتیجه نیم‌نگاه مزبور این بود که فهمیدم هیچ اشتباهی در کار نیست و موضوع کاملا جدی‌ست و ایشان به این توصیه‌اش ایمان کامل دارد. ۲۲ سال قبل «سلام قربان؛ برای گذراندن طرح آمدم. این همه نامه‌اش». این را من گفتم. کارمند شبکه بهداشت همدان بعد از نگاهی اجمالی به نامه، محل…
ادامه