خاطرات دندانپزشکی

غم‌های خانم پروانه‌ای

butterfly woman

خانم پروانه‌ای دوازده سال قبل پیش من آمد و ده تا ایمپلنت گذاشت، چون به خاطر یک مشکل ژنتیکی ریشه دندان‌هایش خود به خود تحلیل می‌رفت؛ عین دندان شیری. خانم پروانه‌ای زنی بود سرپرست خانواده و گنجشک روزی که با قلاب‌بافی دختر و پسرش را به دندان می‌کشید. بین خودمان باشد استعدادش هم آن‌قدر می‌رسید که فقط بافتن یک تک مدل پروانه از دستش بر می‌آمد. حالا بپرسید پول ده تا ایمپلنت را از کجا آورد، تا من برایتان تعریف کنم که دو تایی کار را جمع کردیم. یک کمی…
ادامه

خاطرات طنز دندان‌پزشکان

dandannegaar isna

یادداشت رضا رفیع در معرفی مجموعه کتاب دندان‌نگاری‌ها در روزنامه اطلاعات (۵تیر۹۷) این فقط طنزپردازان عزیز نیستند که طنز بلدند و خاطرات طنزناک دارند. کل ملت شریف ایران،اگر دقت کنید،عموماً طوری زندگی می‌کنند که قطعاً به شکل‌گیری خاطرات طنز بسیاری منجر می‌شود. مربوط به الآن هم نیست. در کل تاریخ چنین بوده‌ایم که هستیم. کاش می‌شد همه را جمع‌آوری کرد؛ کل دنیا می‌خندیدند! لااقل کاش از هر قشری و از هر صنفی، یکی که بیشتر اهل ذوق و البته اهل بخیه بود، پیش‌قدم می‌شد و خاطرات صنف خود را جمع‌آوری…
ادامه

حیات در ممات

italia- football

دکتر علی کاظمیان ۱- دانش‌آموز دوم راهنمایی که بودم یادم نیست متاثر از چه فیلمی یا داستانی، یک داستان کوتاه نوشته بودم به اسم «حیات در ممات». قصه از زبان آدمی بود در حال احتضار، که می‌دید خانواده‌اش دورش حلقه زده‌اند و سراسیمه‌اند و بعد هم از گریه‌هایشان تازه فهمید که مُرده. و پارچه سفیدی که روی سرش می‌کشند هم مانع از این نمی‌شود که ببیند دیگران دور و برش چه ضجه‌ها که نمی‌کشند… و خلاصه همچین داستان سوررئالی! آن هم به قلم من که یکی از دوستان صمیمی‌ام لقب…
ادامه

پیروزی برای ما

football 1

حامد اسماعیلیون (دندان‌پزشک و نویسنده ساکن کانادا) فوتبال بازی‌ای معمولی‌ست، یازده نفر مقابل یازده نفر می‌ایستند و در نود دقیقه تلاش می‌کنند توپ را در دروازه‌ توریِ حریف جای دهند. پس از سال‌ها عاشقی کردن با فوتبال پاراگراف فوق باقی‌مانده‌ حس من نسبت به این ورزش است. در شهری کار می‌کردم که لیونل مسی و رونالدو را نمی‌شناختند، در ساختمانی زندگی می‌کردم که کسی اسم مارادونا را نشنیده بود. نه این‌که ندانند فوتبال چیست یا ورزش چیست. همان آدم‌ها امشب بیدار می‌مانند تا برنده‌ واشنگتن و وگاس را در فینال…
ادامه

فوتبالیست ما

airport1

دکتر یلدا صادقی: ما به صورت ارثی- خانوادگی- مادر زادی در جریان هستیم. مهم نیست موضوع تا چه اندازه اهمیت داشته یا به ما مربوط باشد. ما به صورت ارثی- خانوادگی- مادر زادی به اطرافیان تذکر می‌دهیم تا آنها هم در جریان قرار بگیرند. ساعت چهار و پنجاه دقیقه بود که وارد سالن انتظار فرودگاه مهرآباد شدم و در ساعت چهار و پنجاه و یک دقیقه به مرد لنگ‌دراز بغل دستی تذکر دادم: آقا این صفحه‌های سفید مابین صندلی‌ها میز هستند نه صندلی. این همه صندلی، اونوخت شما عدل باید…
ادامه

دندان‌نگاری‌ها؛ عیدانه نشر دندانه برای دندان‌پزشکان

DandanٔNegar800x600

مجموعه دو جلدی دندان‌نگاری‌ها (خاطرات دندان‌پزشکان از دوران تحصیل، طرح و طبابت) منتشر شد دندان‌نگاری‌ها، عنوان مسابقه‌ای بود که گروه رسانه‌ای دندانه در نوروز۹۶ برگزار کرد. در این مسابقه از دندان‌پزشکان و دانشجویان دندان‌پزشکی دعوت شده بود تا خاطرات خود را از دوران تحصیل، طرح و طبابت برای انتشار و رقابت در کانال دندان‌نگار ارسال کنند. این مسابقه نوروزی با استقبال بی نظیر جامعه دندان‌پزشکی مواجه شد و نزدیک به ۵۵۰ خاطرات از طرف ۴۰۰ دندان‌پزشک برای شرکت در مسابقه ارسال شد. اینک مطابق با وعده برگزارکنندگان، خاطرات برگزیده این…
ادامه

نفرین بر زمستان!

snowman

خاطرات یک دندان‌پزشک واقعی: ۲۹ دکتر علی مرسلی زمستان که بیاید، هر وقت برف می‌آید و هوا سرد می‌شود، من یاد رضا می‌افتم. رضا باید در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش کلاه را آن‌قدر بلند پرت می‌کرد که به سقف می‌خورد. بعد سربازی‌اش را می‌افتاد در یکی از شهرهای کوچک جنوب که اسفند تا آبان کولرهای بی‌جان اتاق درمان دندان‌پزشکی پادگانی در وسط بیابان روشن بود و شرشر عرق از پیشانی پرچینش روی صورت و سبیل‌های تابدارش می‌چکید. بعد در دلش بر بخت بدش لعنت می‌فرستاد که چرا از میان این همه جای…
ادامه

خاطره دندان‌پزشک: حمید آقا!

dental ext

خاطره ای از دکتر مهران کمالی سال ۷۳ بود که دوران طرح را در کرمانشاه می‌گذراندم. آن موقع ساعت کاری محدود به شیفت صبح بود و من هم برای شیفت عصر در یکی از درمانگاه‌های شلوغ مرکز شهر، کاری دست و پا کرده بودم. آن هم چه کاری؛ فقط کشیدن. شاید در ماه یکی، دو نفر هم برای پرکردن مراجعه می‌کردند. روال کار درمانگاه هم در نوع خودش بی‌نظیر بود. هر روز بعدازظهر حدود ۲۰ تا ۲۵ نفر برای کشیدن دندان صف می‌کشیدند. حمیدآقا که به علت سابقه طولانی‌اش همه…
ادامه