Author Archive: دکتر یلدا صادقی

نگاهی به فیلم رگ خواب به بهانه یک سکانس دندان‌پزشکی

LEILA HATAMI

دکتر یلدا صادقی ‎یک ادم بد صدایی داشت حلق خودش را پاره می‌کرد، همسایه‌ها دوستانه به او هشدار دادند که گوش ما به درک، به حلق خودت رحم کن. ‎حالا شده است حکایت ما دندانپزشک‌ها و سینماگران محترم. به‌خدا ما اگر چیزی می‌گوییم به خاطر آبروی حرفه‌ای خودمان نیست، به خاطر آبروی حرفه‌ای خودتان است. حیثیت ما را ول کنید، حیثیت خودتان را بچسبید که کم مانده است، پاره‌اش کنید! … ما تمام فیلم‌هایی که شامل نقش دندانپزشک بود را گشتیم، سر جمع نتوانستیم یک نقش دندانپزشک پیدا کنیم که…
ادامه

پزشک مجال پشت‌صحنه آفرین ندارد

dar hashieh

نامه‌ای به مهران مدیری به مناسبت روز پزشک دکتر یلدا صادقی مهران خان مدیری! اگر شما اشتباه کنید، اسمش میشود «پشت صحنه»، تازه همان را هم با افتخار پخش می‌کنید و مردم یک دور دیگر هم می‌خندند… اگر پزشک اشتباه کند، اسمش می‌شود «خطای پزشکی» و نمی‌تواند آن را با افتخار پخش کند و تازه اگر هم بکند، آن‌نوقت قبول دارید که جای هیچ خنده‌ای نخواهد بود و به جایش درد وجدان و دیه و حبس در انتظارش خواهد بود. اگر روزی مردم از شما روی برگردانند، فقط شبکه را…
ادامه

پدران مهربان ما در نظام پزشکی

doctors

طنز نوشته‌ای از دکتر یلدا صادقی متخصص پریودنتولوژی و عضو شورای سردبیری ماهنامه نگین دندان‌پزشکی نظام پزشکی خانه دوم ماست و ما‌ها را مثل فرزندان یک خانه به هم پیوند می‌دهد تا زیر سقفش احساس امنیت وآسایش کنیم و پر واضح است که آدم در خانه خودش ممکن است از بزرگ‌تر پس گردنی هم بخورد. برای همین ما هر سال بهار دسته جمعی مثل بچه آدم به اداره نظام پزشکی می‌رویم و خودمان سرمان را می‌گیریم تا پس گردنی سالانه‌مان را بزنند و فیشش را هم می‌گیریم. و در عوض…
ادامه

در جنگ #عمومی و #متخصص برنده چه کسی است؟

dentist-injection-cartoon

وارثان نهایی دنیای دندان‌پزشکی سرخ‌پوست خوب، سرخ پوست مرده است. ایمپلنت خوب، ایمپلنتی است که هنوز داخل جعبه است. اولی را ژنرال کاستر آمریکایی گفته و نژاد پرستانه است. دومی را من می‌گویم و حقیقتی غم‌انگیز است. ایمپلنتی که از جعبه بیرون بیاید و داخل فک بیمار گذاشته شود، دیگر یک استوانه تیتانیومی معصوم نیست که مانند عروسکی ملوس داخل جعبه فانتزی‌اش غنوده باشد، بلکه به محض فرو شدن در فک بیمار تمام معصومیت و زیبایی خود را از دست می‌دهد و تنها خاصیتی از آن که بدون تغییر می‌ماند…
ادامه

دانشجویان دندان‌پزشکی را چه می‌شود؛ چرا یکدیگر را نمی‌گیرند؟

dentist mariage1

جستاری تحلیلی بر پدیده کاهش خواستگاری‌های درون رشته‌ای در دانشجویان دندان‌پزشکی در دانشکده‌های دندان‌پزشکی زمان ما، دانشجوهای پسر به ترم آخر نرسیده، همکلاسی‌هایشان را می‌گرفتند و در این راه به نوعی تعصب عشیره‌ای مبتلا بودند. به عبارتی رسمشان نبودکه دخترهای هم‌کلاسشان را به مردی خارج از دانشکده خودشان شوهر بدهند. آنها وقتی برای هدر دادن نداشتند:کنکور می‌دادند، اسمشان را در روزنامه پیدا می‌کردند،یک سامسونت ویک بلیط اتوبوس به مقصدیکی از شش شهرِ -توجهکنید شش شهر و نه مانند اکنون شش هزار و دویست و دوازده شهرِ- دارای دانشکده دندان‌پزشکی می‌خریدند…
ادامه

در حاشیه دستگیری پنج مداخله‌گر درمان دندان‌پزشکی در کرج

rich-poor-dentist-money

مردم عاشق دروغ‌های شیرینند! اینکه یک دندان‌پزشک تجربی یا بهداشتکار دهان به صورت مخفیانه و غیرقانونی کاری مثل قالب‌گیری دندان یا پرکردن سطحی انجام دهد اتفاق چندان عجیبی نیست. ولی اینکه پنج آدم شارلاتان مطلقا بی‌ارتباط با دندان‌پزشکی در مرکز شهری مثل کرج علنا کلینیک دندان‌پزشکی تقلبی افتتاح کنند و تخصصی‌ترین و پیچیده‌ترین درمان‌های جراحی و غیر جراحی را با بالاترین تعرفه‌ها انجام دهند، غیر از اینکه سیستم‌های نظارتی شهر را لایق تاج افتخار می‌کند، این سوال را پیش می‌آورد که دلیل استقبال بی‌سابقه مردم در مدت کوتاه فعالیت این…
ادامه

تعرفه و معرفت

rich-poor-dentist-money

آقای میم! من برای شما نگرانم. سه هفته است که من برای شما نگرانم؛ حتی روزهای تعطیل… حتی وقتی که غذا می‌خورم و شکل دانه‌های برنج، من را به یاد آن زخم زشت و ناسور کف دهان شما می‌اندازد. شما برای معالجه لثه‌هایتان پیش من آمدید ولی من حین معاینه، درست زیر زبان شما یک زخم مشکوک دیدم و غده‌های زیر گردن شما هم متورم بود. شما به شدت سیگار می‌کشیدید و همه این‌ها یعنی زخم مشکوک به بدخیمی. من به شما گفتم که شروع کار جراحی لثه‌هایتان منوط به…
ادامه

موضع چسب خورده/ درباره جنجال رزیتا غفاری و دندان‌پزشکی

rozita-ghaffari

«همی یادم‌ آید زعهد صغر» که یک روز شاگرد اول کلاس را صدا کردند که جایزه‌اش را بدهند. از قضا فصل گوجه‌سبز بود و داستان زیاده‌روی همیشگی دختر بچه‌ها در خوردن ترشیجات… و شاگرد اول، صبح همان‌روز استفراغ مفصلی روی نیمکت کلاس کرده بود. این وسط طفل معصومی که چند سال بود جز دکوراسیون ثابت‌‌‌ همان پایه تحصیلی مانده بود، موقتا از چرت همیشگیش بیدار شد و با طلبکاری تمام از ته کلاس داد زد: «پس جایزه من کو!» معلم با تعجب پرسید که: برای چه باید به او هم…
ادامه