باید برای دندان‌پزشکان جوان الگوسازی کنیم

DR HESHMAT copy

گفتگو با دکتر هاله حشمت دبیر علمی همایش بانوان دندان‌پزشک

در اولین روز برپایی هفتمین کنگره دندان پزشکی دانشگاه آزاد که در دانشکده دندان‌پزشکی آزاد تهران برگزار می‌شد فرصتی فراهم شد تا به گفتگو با دکتر هاله حشمت بنشینیم. دکتر حشمت متخصص دندان‌پزشکی ترمیمی و زیبایی و مدیر این گروه آموزشی در دانشکده دندان‌پزشکی آزاد تهران است. مدرک عمومی را در سال ۷۳ و مدرک تخصصی را در سال ۸۱ اخذ کرده و از سال ۸۷ عضو هیات علمی دانشکده دندان‌پزشکی آزاد تهران بوده و به تازگی به درجه دانشیاری ارتقاء یافته است.
او تنها بانوی دندان‌پزشک نیست که در آن واحد چند کسوت را بر تن دارد و در کنار دندان‌پزشکی، هم همسر است، هم مادر و هم یک معلم دلسوز. اما آنچه بهانه ما برای این گفتگو شد دغدغه او در الگوسازی برای دندان‌پزشکان جوان و مخصوصا دختران جوانی است که در این حرفه پا می گذارند. او در سال ۸۸ و به همراه دکتر سپیده بانوا ، خانم دکتر احمدیه و چند تن از همراهان اولین همایش بانوان دندان‌پزشک ایران را برگزار کرد. همایشی که با وجود آنکه ادامه نیافت، نقطه عطفی در تاریخ حضور بانوان ایرانی در حوزه دندان‌پزشکی شد. او در این گفتگو درباره اهداف برگزاری و جزییات همایش می‌گوید و از لزوم الگوسازی برای دندان‌پزشکان جوان و مشغله‌ها و دغدغه‌های آنان در آغاز راه دشواری که پیش رو دارند.

- خانم دکتر حشمت! برگزاری یک همایش علمی و فرهنگی دندان پزشکی که محور ان بانوان دندان‌پزشک باشد، ایده چالش‌براگیزی است. انگیزه شما از برگزاری همایش بانوان دندان‌پزشک چه بود؟ آیا این همایش نوعی اعلام استقلال و هویت برای زنان دندان پزشک ایرانی بود یا هدف دیگری را از برپایی آن دنبال می‌کردید؟
دغدغه ما از برگزاری همایش بانوان دندان‌پزشک، الگوسازی برای دختران و بانوان دندان‌پزشک جوان بود و نمی‌توان آن را دغدغه فمینیستی خواند. چرا که در آن دوره، تعداد دانشجویان دختر رشته دندان‌پزشکی نسبت به پسران خیلی بیشتر شده بود، اما احساس می‌کردیم آنان بعد از فارغ‌التحصیلی، الگوی درستی برای انتخاب رشته و فعالیت درمانی یا جایگاه اجتماعی خود ندارند. هدف ما این بود که در آن برهه، با نمایاندن زنان موفق دندان‌پزشک، نشان بدهیم که وظایف خانوادگی مانع از فعالیت‌های حرفه‌ای نمی‌شود، بلکه برعکس می‌تواند بر روی آن اثر مثبت داشته باشد. بنابراین می‌توان در یک جمله بگویم هدفمان الگوسازی بود.

- کنگره شما چه سالی برگزار شد و چرا با آنکه استقبال خوبی از ان شد، ادامه پیدا نکرد؟
این کنگره سال هشتاد و هشت و در شرایط اجتماعی آشفته‌ای برگزار شد. ابتدا بنا بود خردادماه کنگره را برگزار کنیم، بعد آن را تا مهرماه به تعویق انداختیم، اما باز هم فضای جامعه آرامش لازم را نداشت. الان اعتقاد دارم شاید بهتر بود کنگره را یک سال به تعویق می‌انداختیم. ما برای اولین بار بسیاری از چهره‌های شاخص جامعه بانوان دندان‌پزشک را شناسایی کردیم و از انها تقدیر کردیم؛ اولین دانش‌آموختگان زن دانشکده‌های دندان‌پزشکی مختلف، بانوان شاعر و هنرمند و… را به روی سن دعوت کردیم. تعدادی از این خانم‌ها با عصا و به سختی روی سکو می‌رفتند و برای اولین بار در یک جمع بزرگ فرهیخته دیده می‌شدند.

- این کنگره شامل چه محورهایی بود؟
ما یک همایش علمی، فرهنگی برگزار کردیم که شامل سخنرانی هم می‌شد و همه گردانندگان کنگره از جمله هیات اجرایی، سخنرانان و مدیران پانل خانم بودند. فکر می‌کنم حدود پنجاه سخنران داشتیم که به انضمام مدیران پانل، تعداد آن‌ها به صد نفر می‌رسید؛ اما نکته جالب اینجاست که در این همایش شرکت‌کننده و میهمان آقا هم داشتیم.
در این همایش اولین زنان دندان‌پزشک هر دانشکده را معرفی کردیم. تعداد زیادی از این خانم‌ها از شهر مشهد بودند و جالب این بود که نخستین بار بود که در یک جمع معرفی می‌شدند. از دیگر برنامه‌های همایش، نمایش فیلم مستندی به نام بانوی گل سرخ به کارگردانی ایرج میرطهماسب بود که البته ارتباطی به دندان‌پزشکی نداشت اما زندگی زنی را روایت می کرد که تعداد زیادی کودک را در کرمان تحت سرپرستی داشته است. همین طور از گروه موسیقی خانم پری صابری برای اجرا دعوت کردیم.

- به اعتقاد شما چرا با وجود اینکه پیش از اعمال سهمیه‌های جنسیتی، تعداد دانشجویان دختر رشته دندان‌پزشکی دو تا سه برابر پسران بود، در حال حاضر به این تناسب نمودی از آنان در جامعه نمی‌بینیم؟
من هم مانند شما این موضوع را لمس کرده‌ام و بلاتکلیفی زیادی در دانشجویان دختر می‌بینم. حتی بسیاری از مواقع از فارغ‌التحصیلان می‌شنوم که می‌گویند طرح رفته‌اند و نمی‌دانند بعد از آن باید چه کنند.

- با وجود مسئولیت‌هایی که یک بانوی دندان‌پزشک به عنوان مادر و همسر دارد، چه می‌توان کرد که از حرفه‌ای که به خاطر آن زحمت کشیده است نتیجه بگیرد؟
من همیشه می‌گویم که دو شغل سخت دارم و یکی دندان‌پزشکی و دیگری معلمی است. هر دوی این مشاغل مسئولیت‌های زیادی دارند. چرا که یک استاد باید مرتب اطلاعات خود را به روز کند و شاید باور نکنید، اما استهلاک جسمی کار دانشگاهی از کار در مطب به مراتب بیشتر است. من به عنوان یک متخصص ترمیمی، دو روز در هفته مطب می‌روم و محدودیت در کار و درآمد را به جان می‌خرم. مدیریت این همه مسئولیت خیلی آسان نیست، اما اگر بخواهیم هم مسئولیت‌های مادری و هم درمانی و هم آموزشی را داشته باشیم، نمی‌توانیم بازدهی همه آن‌ها را به صد در صد برسانیم. ترجیح خود من این است که این بازدهی را در ابعاد مختلف و نزدیک به حداکثر نگاه دارم.

- کمک همسر چقدر می‌تواند برای یک بانوی چندوجهی دندان‌پزشک مؤثر باشد؟
به شخصه می‌گویم شاید اگر همسرم که همکارم هستند نبود، من نمی‌توانستم مطب‌داری کنم. اما نمی‌توانم این موضوع را به همه تعمیم بدهم. خود من و همسرم زمانی که در شیراز در آزمون تخصص شرکت کردیم، ساکن بوشهر بودیم و برای خودمان مطب پر رونقی داشتیم و درآمد خوبی کسب می‌کردیم. سال اول من در آزمون تخصص پذیرفته شدم و همسرم پذیرفته نشد و همان سال هم بچه‌دار شدیم. آن زمان همسرم با من همکاری کرد و ما تمام زندگی‌مان را به شیراز منتقل کردیم، اما شاید هر شخصی حاضر نباشد این کار را انجام دهد.

- بسیاری از خانم‌ها و آقایان دندان‌پزشک در انتخاب همسر این دغدغه را دارند که آیا بهتر است همسرشان همکارشان باشد یا خیر؛ نظر شما چیست؟
این سؤال را بسیاری از دانشجویان من می‌پرسند. در مجموع بدون در نظر گرفتن جنسیت، گمان می‌کنم همکارها بهتر می‌توانند شرایط سخت رشته ما را با کمک یکدیگر درک و تحمل کنند.

- محدودیت‌های دندان‌پزشکان خانم و نگاه جامعه نسبت به آنان را چگونه می‌بینید؟
من با وجود اینکه در دوران عمومی، چهار سال در تأمین اجتماعی بوشهر که شهری محروم به شمار می‌رود کار کرده‌ام، هرگز حس نکرده‌ام که بیماری به واسطه این که من یک خانم هستم بدون اطمینان نزدم آمده باشد. حتی بعضاً دیده‌ام که بیماران می‌گویند خانم‌ها دقیق‌تر یا صبورتر و خوش‌اخلاق‌تر هستند. حفظ اعتماد به نفس هر دندان‌پزشکی می‌تواند بر این روند اجتماعی تاثیر مثبت بگذارد.

- به اعتقاد شما دانشجویان دوره عمومی دندان‌پزشکی، از چه آموزش‌های ضروری به غیر از آموزش‌های علمی بی‌بهره هستند؟
دغدغه من همیشه این بوده است که امروزه ما چه برای خانم‌ها و چه آقایان الگو کم داریم و نمی‌توانم در این زمینه زن و مرد را از هم تفکیک کنم، چرا که معتقدم آنان به این درجه از فرهنگ رسیده‌اند که متوجه این تفاوت‌ها بشوند. من خیلی دوست دارم بحث احترام به بیمار و حتی پرسنل را بیشتر به دانشجویان گوشزد کنم. در یک جمله بگویم که همیشه به دانشجویانم گوشزد می‌کنم که احترام به بیمار، احترام به خودشان و از همه مهم‌تر احترام به شغل و حرفه‌‌شان است.


تگ ها

، ، ،

یادداشت بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>